اخترشناسي
ابنميمون همراه با شاگرد محبوبش يوسف بن عقنين كتاب اخترشناسي جابر بن افلح (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم) را شرح كرد، همچنين شرحي بر الاستكمال يوسف موٴتمن (نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم) نوشت. ما برخي افكار نجومي او را از طريق
دلالةالحائرين در مييابيم، كه از جمله شامل بحثي دربارهٴ انتقاد ابنباجه از بطليموس است. ابنميمون فلك تدوير و فلك خارج از مركز را، كه مغاير با
طبيعيات ارسطو بود، رد كرد. او هم مانند جابر در اين شك كرد كه عُطارِد و زهره از خورشيد نزديكتر باشند.
17ـ در 1,1158 رسالهاي در باب تقويم يهود نوشت كه عنوانش در ترجمهٴ عبري مَعَمَر هَـه ـ عِبُّر2 است و به دو باب تقسيم شده است، در باب دورهٴ قمر (مُلَد)3 و در باب فصول سال (تِقُفَه).4 در كتاب ياد (يَـد)
هم بحثي در باب تقويم وجود دارد.
18ـ در 1194، نامهاي خطاب به رابيان مارسي نوشت، و در آن از محكومكردن اخترگويي به سختترين وجهي دريغ نكرد. به عقيدهٴ او، اخترگويي يك علم واقعي نيست، بلكه مجموعهاي است از خرافات.
شرحهاي ربّاني
براي بحث دربارهٴ اين آثار مجال زيادي نيست، با اين حال بايد از آنها سخن گفت، چون قسمت بسيار بزرگي از فعاليت ابنميمون را تشكيل ميدهد، كه بدون توجه بدانها، نه ميتوان شخصيت او را دريافت و نه تأثيرش را.
19ـ كتابالسراج، شرحي بر مشنه كه ابنميمون در 1158، آن را در اسپانيا آغاز كرد و در 1168، در قاهره به اتمام رساند. يهوداي حرزي (1194 ـ 1197)، و سموئيل بن تِبّون قسمتهايي ازاين كتاب، را در زمان حيات وي به عبري ترجمه كردند، ولي قسمت اعظم آن را تا يك سدهٴ بعد، يعني در 1298، افراد مختلفي در وشقه و سرقسطه ترجمه كردند. از جملهٴ قديميترين قسمتهايي كه ترجمه شد، فصول هشتگانه دربارهٴ اخلاق و شرحي دربارهٴ صنهدرين، يعني فصل دهم، بود كه شامل اعتقادنامهٴ يهود در 13 ماده است (و اينك، در كتابهاي دعا جاي دارد).
20ـ كتابالفرائض فهرستي است شامل 248 فريضهٴ واجب و 365 حكم تحريم (جمعاً 613 حكم) كه در تورات آمده است. ابراهيم بن حسدي در آغاز سدهٴ سيزدهم، موسي بن تِبّون در حدود 1240، و سليمان بن يعقوب تقريباً در همان زمان آن را به عبري ترجمه كردند.
21ـ شرحهايي بر مواضع مختلف تلمود.